کوچه های دلتنگی

 

این وبلاگ فقط آپ میشود..

..

نمیتونم برا آپاتون بیام بچه ها ولی هر وخ فرصت کنم بهتون سر میزنم..

معذور نوشت: دوستای عزیز دیگه نمیتونم کسی رو لینک کنم چون نمیتونم سر بزنم شرمنده

نوشته شده در پنجشنبه 1391/06/30ساعت 7:20 بعد از ظهر توسط نارنجی|

نمیتونم بیام.حرفامو با این جمله شروع کردم تا دوستای جدیدی که میان و درخواست

 دوستی میدن ببینن.و البته شرمنده م از روی دوستای قدیمیم.راستش چن وخ پیشا

میخواستم پست خداحافظی بذارم ولی آبجی ستاره نذاشتن.آخه فایده ی اینجوری

موندن چیه؟دیگه به آخرای کارم تو وب رسیدم.حالا ی چن وختی ام هستم و بعد ببینم

تا کی میتونم دووم بیارم.ولی قطعا"موقعی که بخوام برم با خداحافظی رسمی

خواهد بود.از همه ی عزیزایی که نتونستم بهشون سر بزنم صمیمانه معذرت میخوام.

ایشااله فرصتی دس بده تا از خجالتتون درآرم.شبهای قدره برام دعا کنین

خیلی محتاج دعاهاتونم.دوستون دارم.۱۰۰۰تا..

 

نوشته شده در پنجشنبه 1393/04/26ساعت 10:38 بعد از ظهر توسط نارنجی|

به پای کسی پیر شو که به پات جوونیشو گذاشته

و به پای کسی جوونیتو بذار که به پات پیریشو بذاره..!!

 

آه..

 

 

ناچار نوشت: دیگه نمیتونم مثه سابق بهتون بسرم..

 

نوشته شده در چهارشنبه 1393/03/21ساعت 7:30 بعد از ظهر توسط نارنجی|

و باز هـم اردی بهــشت

 

من


:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه 1393/02/08ساعت 0:5 قبل از ظهر توسط نارنجی|

برترین شاعــــــــــره ی تاریخ ادبیات ایران

بـــــــانو پرویـــــــــن اعتصـــــــــــامی

 

 

سلام بچه ها، راستش خیلی وخ بود آپ نکرده بودم و خیلی وخ بود که

دلم میخواس از خانوم اعتصامی مطلبی بذارم.آخه من عاشق شخصیت و

شعرای خانوم اعتصامی هستم.

نمیدونم این همشهری بودنمون رو علاقه ی من تاثیری گذاشته یا نه

ولی کیه که ی بار طعم شهد شعرای ایشون رو بچشه و تشنه ی اشعار ایشون نشه؟

بانویی که سراسر دیوانش پره از درس انسانیت و معرفت و بیداری وجدان انسانی.

کسی که تو عنفوان جوانی دست از دنیای بی وفاشست و به دیدار معشوق شتافت.

بانویی که اگه عمرشون به دنیا باقی بود شاید دست خیلی از شعرای

مرد رو هم از پشت می بست.امیدوارم این آپ بتونه انگیزه ای تو وجودتون ایجاد کنه که

 تو همین روزا برین سر وخت دیوان اشعارشون و برا روحشون فاتحه ای بخونین.

 

مقبره ی ایشون و پدر بزرگوارشون تو صحن حرم  حضرت معصومه (س)

تو شهر مقدس قمه.من هر وخ که قم برم برا عرض ارادت و نثار فاتحه

خدمتشون میرسم.تو ادامه قطعه شعری رو که ایشون برا سنگ مزار خودشون

سرودن و بخط خودشونه تقدیمتون میکنم..

اگه دوس داشتین بیشتر در مورد ایشون بدونین سری به ادامه ی مطلب بزنین

این آپ تقدیم شد به همه ی دوستای مهربونم و علی الخصوص آبجیای شاعره م

شیدا ، مرجان و پریناز..

تبریک نوشت:پیشاپیش روز زن و مادر رو خدمت شما تبریک میگم

معذور نوشت:بچه ها اگه کمتر و دیر به دیر بهتون میسرم منو ببخشین

درد گردنم بدجور اذیت میکنه و امونمو بریده..

 


:ادامه مطلب:
نوشته شده در جمعه 1393/01/29ساعت 8:13 بعد از ظهر توسط نارنجی|

آخرين مطالب
» درد گردنم(پست ثابت)
» شاید آخرای کار..
»
» نقطه ی آغاز..!
» اختر چرخ ادب..
» سال نو مبارک..
» به تو می اندیشم..
» هــــــــاچیـــــــــکو
» یلــــــدا و تولد مـــــامـــــان
» نامه های جودی ابوت و بابا لنگ دراز


قالب جدید وبلاگ دل شیدا